آویزووووووووووووووووووووون
شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۹
شیر پاک خورده...

در پاسخ به جمله امری " باز شود دیده شود بلکه پسندیده شود" که با سوت و دست وجیغ حضار همراه بود ،مادر شوهرم گفت:"باز شد دیده شد خیلی پسندیده شد"
از نگاه های گاه به گاهی که به رنگ جیغ قابلمه ها میکرد و پشت بندش با تلطف هر چ تمام تر تبسم شیرینی به چهره ام میزد، دانستم که وجود مقدس پیامبر اکرم چ خوب گفته اند :هدیه دادن سبب نزدیکی دلها میشود.


در جمعشان سر سفره مثل همیشه این تعارفات بود که حرف اول رو میزد و به همگی اصرار و التماس که کم شکمتان نگذارید ...مادر شوهرم که درست روبرویم نشسته بود گفت :آویزوووون چرا گوشتای خورشت رو نمیریزی بفرما...منم گفتم دست شما درد نکنه..بعد چن ثانیه یه قاشق پر گوشت از خورشت بلند کرد که بزاره رو برنج خواهر زاده شوهرم و من تصور کردم میخواد برا من بریزه و بشقابمو جلو همه بلند کردم ...
به طرز زائد ا لوصفی ضایع شدم و گوشه بینی ام را خاراندم و تا جمع شدن سفره دیگر چشم بلند نکردم...


خیلی وقته به قاقاله یاد دادم که بعد از غذا خوردن دستای کوچولوش رو به آسمان بلند کنه و بگه 'خدایا شکرت' و بعد از اون یه دعایی میکنه...
چون مبدع این کار خودم بودم پس دعاهای بعدیشم طبیعتا به نفع خودم و بچمه...به طور مثال یاد میدم که بگه "خدایا به بابا بگو قاقله رو ماچ آبدار کنه"...یا به کسای دیگه ای که تو خونه حضور دارند بوس بشه... معمولا دعاهای قاقاله سریع الاجابه هستند
البته اگر پدرش که گاها برای شانه خالی کردن هزار جور کچلک بازی در میآورد کیفش کوک باشد ...
خلاصه آن شب هم بعد شام به جهت ماس مالی رفتار خنده دارم در گوش قاقاله دعایی برای مامانی و بابایی اش یاد دادم که کف همه در دم برید...


و بعد از آن نمیدانم کدام شیر پاک خورده ای ،مخفیانه در مقام تعلیم قاقاله قد راست کرده و در این امر احساس وظیفه کرد
این شد که از فردایش دیگر بعد از سیرشدن از غذا دستهایش بلند شده و میگوید :خدایا شکرت.. خدایا به من یه داداش بده!
حالا بعد از چند روز وقتی با خنده های من و گاها اخم های پدرش مواجه میشود در گفتنش حریص تر شده و حتی بعد از خوردن شکلات باراکا با بی باکی دستهایش رو به آسمان است و دعای مذکور را عاجزانه از خدا طلب میکند...

هر چند که کنکاشت و شناسایی خورنده شیر پاک خیلی برایم سخت نیست...
همانکه سوراخ اجابت دعایی که با هزار مرارت و خون دل،تازه پیدا کرده بودیم را یک شبه به راحتی آب خوردن پر کرد...

پ ن1:چ بد گمانند به خدا،آنانکه به جهت رزق و روزی بچه دار نمی شوند و چ بی رحم آنانکه صیادانه ماهی کوچکی که در دریای وجودشان رخنه کرده را سقط میکنند و نمی دانند چ لذت هایی را از خودشان ساقط کردند...

پ ن2: وَاللَّهُ يَرزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيرِ حِسَابٍ.

پن3: کاش یه ادکلنی بسازن که بوی گردن نوزاد دوسه ماهه رو بده

+ 10:31 || آویزون خدا