تاثیر قرص های هورمونی که نمیتونم بهشون بگم« لعنتی» چون خودم به دکتر گفتم برام تجویز کنه در چند روز آخر سال این بود که مدام با قاقاله سر یک موضوع کوچک بحث و جدل داشتم!
چهارشنبه بیست و سه اسفند قاقاله تعطیل شده و درست تا امروز که روز عیده و قراره شب بریم مهمونی وَرِ دلِ آشوبِ من ، داره بهانه میگیره و با تمام قُوا بند کرده به من !
من! کدوم من؟
همون منِ روزه داری که از ده روز پیش یک دستم به خانه تکانی و پرده شستن و رُفت و روب خانه بوده و یک دستم به خیاطی و دوختن چادر و مانتو عید و یک دستم بلند به اللهم ارزقنا حجبیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام :)
این بوده که نیامدم و ننوشتم و حالی نگرفتم و نگفتم عیدتان مبارک.
عید ! کدام عید؟
عید همان روزی است که در آن گناه نکرده باشم و گناه همان شکوندن دل بچه ی بیقراری که همبازی ندارد و به پر و پایت می پیچد هم می تواند باشد!
گناه همان نقض اراده و قانون خداوند است .
گناه همان است که مرا از خودِ زیبایم متنفر میکند.
همان که بوی تعفن و قیِ شیطانِ رجیم میدهد.
کدام شیطان؟
همان که رانده شد و قسم خورد که همگی را جدا از راه به در ببرد،الی یوم الوقت المعلوم....
امروز اما سر حالم!
بعد از نُه روز ،صبح وقتی ابالقاقاله و پسرش خواب بودند سوئیچ را برداشتم و رفتم به خیابان امیرالمومنین، مسجد امام علی علیه السلام
همان جا که گروهِ بانوانِ بازنشسته فرهنگی، قرآن میخوانند و رده سنی شان بیش از پنجاه سال است و آدم های با حال و پایه ای که از دیدن من و شنیدن صدای من به غایت خوشحال میشوند اما نمیدانم چرا همواره قارئین محترمه را از آوردن بچه مخصوصا بچه پسر شدیدا معذور میدارند :/
در انتهای جلسه با صدقِ دل خواندم: اللّهُمَّ زَیِّن اَخْلاقَنا بِزینَةِ الْقُرآن به امید اینکه وقتی به خانه برمیگردم با شوهر و پسرم مهربان تر باشم.
آخر خانه ام تمیز بود مانتو و چادرم را دوخته بودم و دقیقا سحرِ همین امروز بیست و یکی قرصِ هورمونی تمام شده بود و همه چیز بر خَر مُراد سوار بود :)
امیدوارم بتوانم خودم را نگه دارم و به انگشت اشاره ام نخ ببندم که یادم نرود تا شب گناه نکنم که امروز برایم عید باشد.
خصوصاً در مهمانی هایی که محرم و نامحرم با هم اختلاط دارند
و زنانشان گاهی دلخوری هایی در غالب غیبت از آشناها و غریبه در دلشان نگه داشته اند که مایل اند به طرز موجز و مختصر با تو در میان بگذارند !
امید که بتوانم در تضاد با باور ها و ارزش های رایج جامعه ی معاصر ،وسوسه ی به رخ کشیدن لباس و کیف و کفش و طلا و ملا و پایین و بالا به سرم نزند :)
پ ن ۱:امام علی علیه السّلام فرمودند:
کُلُّ یَومٍ لا یُعصَی اللهُ فیهِ فَهُوَ یَومُ عیدٍ؛
هر روزی که در آن گناه نشود همان روز، روز عید است.
پ ن ۲:«وقت معلوم، روز قیام قائم آل محمد است. هرگاه خداوند سبحانه و تعالی او را برانگیزد، آنگاه که در مسجد کوفه است ابلیس نزد وی میآید؛ در حالی که بر زانوانش راه میرود و میگوید: «ای وای از این روزگار!» آنگاه از پیشانیاش او را میگیرد و گردنش را میزند. آن هنگام، روز وقت معلوم است که مدت او به پایان میرسد». روایت از امام صادق علیه السلام.
+ به امید یوم الوقت المعلوم گناه نمیکنیم و دعا میکنیم:)